در اين حال، مردي از آنجا گذشت و گفت: اي رسولخدا! اجازه مي دهيد كه اين زحمت را
از دوش شما بردارم؟
ایشان فرمودند: بفرمائيد. آن مرد به اصلاح حصيرها پرداخت و چون از كار خود فارغ شد،
حضرت به او گفت: اگر حاجتي داري، بگو تا برآورده سازم.
مرد گفت: حاجت من بهشت است.
رسول خدا سر فرو انداخت و بعد از لختي فرمود: باشد. كوشش ميكنم تا حاجتت را برآورده
سازم. آن مرد به راه افتاد و روان شد، رسول خدا از پشت سر او را آواز داد:
كه اي بنده ي خدا !
تو خود نيز، با سجده هاي طولاني، مرا ياري كن...
حضرت عشق...ما را در سایت حضرت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 169