(223) شرط وصال..

خرید بک لینک

بایزید بسطامی ره یک شب در خلوتخانۀ مکاشفات کمند شوق را بر کنگرۀ کبریای او در انداخت، و آتش عشق در نهاد خود برافروخت، و زبان را از در عجز و درماندگی بگشاد و گفت :

یا ربِّ مَتی أصِلُ الَیکَ؟ بار خدایا تا کی در آتش هجران تو سوزم، کی مرا شربت وصال دهی؟

ندا آمد که بایزید هنوز تویی تو همراه توست اگر خواهی که به ما رسی دع نفسک و تعال، خود را بر در بگذار و در آی.

حضرت عشق...

ما را در سایت حضرت عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 23:50

صفحه بندی