سرَ الله یخفی بین اثنین لا

خرید بک لینک

داوود پیغمبر علیه السلام گفت الهی سر خویش بر من آشکار کن که عظیم ترسان و حیرانم تا روز این می گفت و می گریست ندا آمد که یا داوود اگر چندان بگریی که سنگ خاره را پاره کنی من این سر با تو نخواهم گفت یا داوود از من در دنیا دانستن سر من مخواه تا در مرگ بر تو پیدا کنم گفت یا رب این سر به در مرگ چون پیدا کنی ندا آمد که همه سر من با بنده دو حرف است و آن دو لا ست یا گویم لاتخافوا یا گویم لابشری یا از یمین بانگ برآید که دل خوش دار یا از یسار آواز برآید که دل بردار هیچ کس را در دم مرگ از بیم این دو لا رنگ بر روی نماند چون جان به سینه برسد روی زرد و دل پر درد گردد و بر راست و چپ نگریستن گیرد تا آواز از کدام جانب برآید سعادت و شقاوت در آن نفس واپسین پدیدار آید بسا بود که بدبخت نیکبخت گردد و نیکبخت بد بخت گردد یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب روز(نامه) نزدیک من است من نویسم و من پاک کنم نه کس آگاه کنم و نه با کس مشورت کنم

حضرت عشق...

ما را در سایت حضرت عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 14:24

صفحه بندی