
ابوعبدالله [امام] صادق ع : رسول خدا ص ديوار حصيري خانه اش را اصلاح میكرد. در اين حال، مردي ازxa0آنجا گذشت و گفت: اي رسولخدا! اجازه مي دهيد كه اين زحمت را از دوش شما بردارم؟ ایشان فرمودند: بفرمائيد. آن مرد به اصلاح حصيرها پرداخت و چون از كار خود فارغ شد، حضرت به او گفت: اگر حاجتي داري، بگو تا برآورده سازم. مرد گفت: حاجت من بهشت است. رسول خدا سر فرو انداخت و بعد از لختي فرمود: باشد. كوشش ميكنم تا حاجتت را برآورده سازم.xa0آن مرد به راه افتاد و روان شد، رسول خدا از پشت سر او را آواز داد: كه اي ...
ادامه مطلب
می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود شهر بی زهرا که مولا ! قابل ماندن نبود با وضو آمد به قصد لیله الفرقت، علی ! ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود xa0 شهادت مولای موحدان عالم امکان بر پیروان حضرتش تسلیت باد...
ادامه مطلب